نقاب ، اطاعت از خداست.
رعایت حجاب اسلامی، پیروی از خدا و رسول خداست.
خداوند در قرآن میفرماید: هنگامی
که خدا و پیامبرش به انجام کاری فرمان دهند؛ هیچ مرد و زن باایمانی حق ندارد
اختیاری در برابر فرمان خدا داشته باشد؛ هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند، به
گمراهی آشکار گرفتار شدهاست.(سوره احزاب ??:??)
در جای دیگری میفرماید: ای
کسانی که ایمان آوردید، خدا و فرستادهاش را پیروی کنید و نیز صاحبان امر را که از
شمایند وگر در چیزی ستیزه کردید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید، اگر به خدا و
روز رستاخیز ایمان دارید، این بهتر است و سرانجامی نیکوتر دارد. (سوره نساء
??)
و نیز میفرماید: و هر کس که خدا
و فرستاده او را پیروی و اطاعت نماید، پس آنانند که با کسانی که خداوند به ایشان
نعمت فراوان ارزانی داشته، از پیامبران، صدیقان، شهدا و صالحین همنشین خواهند شد
و چه نیکو همنشینانی برای ایشان هستند. (سوره نساء ??)
بنابراین لازم است که همه ما از دستور خداوند و پیامبر تبعیت
و پیروی کنیم؛ خداوند در قرآن به ما دستور داده است که حجاب خود را حفظ کنیم: " و به زنان باایمان بگو چشمهای خود را فروگیرند و
پاکدامن باشند و زینت خود را جز آنچه خودبهخود آشکار میشود، نشان ندهند؛ و جیوب
و گریبانهای خود را با خمار بپوشانند. (سوره نور ??)
نقاب، سنت است.
سنت پیامبر هرچند با کتاب خدا پیوند دارد اما عامل مهم دیگریاست
که باید به آن توجه داشت؛ سنت راه و روشهاییاست که همه ما مسلمانان باید زندگیمان
را براساس آن تنظیم کنیم. پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- میفرماید: " بیرونقی کار امت من، هنگامیاست که امت من فاسد
شوند؛ و فساد امت هنگامیاست که از پیروی از سنت من سربیچند، اما آنان که به هنگام
فساد امت من به سنت من روی بیاورند، در این حال آنان را پاداش صد هزار شهید خواهد
بود" (ابوداوود ????:?)
از زمانی که شریعت قرآن که سنتالله است، به زنان مسلمان
دستور داد که در برابر مردان نامحرم حجاب داشته باشند؛ زنان اهل ایمان و زنان
پیامبر آن را حفظ میکردهاند.
آن چه مسلم است و در آن اختلافی نیست، پوشانیدن چهره بر زنان
پیامبر(صلی الله علیه و سلم) واجب بودهاست؛ بنابراین درست نیست گفته شود که نقاب
و روبنده از حجابهای غیراسلامیاست که در جهان اسلام راه یافتهاست. زنان پیامبر
الگو و اسوه دیگر زنان مسلمان در همه زمانها هستند، و بنابراین پیروی از شیوه
ایشان برای همه زنان لازم است.
درست نیست بگوییم، نقاب و روبنده مختص زنان پیامبر بودهاست؛
بلکه دیگر زنان مسلمان نیز در زمان پیامبر، چهره و دستها را میپوشانیدهاند؛ از
آن میان در احادیث مشخص است که امّ خالد (سنن ابوداوود ??:????)، اسماء بنت ابوبکر
(ابنمالک ??:??.?.??)، و عدهای از زنان قریش در هنگام ملاقات پیامبر (بخاری ??:???) چهره را میپوشانیدهاند؛
همچنین این که پیامبر-صلی الله علیه و سلم- اجازه دادهاست که در هنگام خواستگاری
جایز است به چهره زن نگاه کرد، به این معناست که پوشانیدن چهره در زمان رسولخدا
معروف بوده و لازم شمرده میشدهاست.
اینک میدانیم که پوشانیدن چهره سنت رسول خداست؛ و نیز میدانیم
که دوری از سنت، به منزله نزدیکی به فساد است و برای پیمودن راه فلاح و رستگاری،
جز تمسک به سنت راه دیگری وجود ندارد؛ به ویژه در این عصر که عصر بیرونقی کار امت
اسلام است.
نقاب، تقواست.
خداوند در قرآن میفرماید: « ای
فرزندان آدم! ما به شما لباس ارزانی داشتیم، تا خود را بپوشید و آراستگی شما را در
آن قرار دادیم؛ چرا که لباس تقوا بهترین لباس است. (سوره اعراف ??)»
آیا لباسی که کوتاه است و یا با وزش بادی گشاده میشود، لباس
تقواست؟ آیا لباسی که همه مردم را به سوی خود میخواند و مردان را به خود مفتون میکند،
لباس تقواست؟ یا لباس فتنه است؟
حجاب، در حقیقت تقوا را افزایش میدهد؛ وقتی دختری آگاهانه به
حجاب درآید، به خاطر میآورد که چنین میپوشد زیرا خداوند به آن دستور دادهاست؛ و
به خاطر میآورد که خداوند بر آنچه او انجام میدهد آگاه است؛ همه اینها او را
به این سو سوق میدهد که بر اعمال شایستهای که خدا آن را میپسندد، مواظبت کند؛
آیا نقاب و روبنده بیش از هرچیز دیگری یادآور تقوای الهی نیست؟
نقاب، جهاد است.
به تن کردن حجاب، مستلزم تحمل سختی و مشقت است؛ به ویژه
دخترانی که تا به حال تجربه چنین پوششی را نداشتهاند، ممکن است آن را دشوار
بیابند، البته نقاب و روبنده به ویژه در آبوهوای گرم به مراتب سختتر است.
به همین دلیل است که برای رعایت حجاب، باید به ایمان و شجاعت
خود بنگریم. شجاعت و تحمل سختی، سازنده کمال انسانیاست و انسان برای رسیدن به
سعادت، ناگزیر به تحمل این سختیهاست زیرا در گرو این سختیاست که اثرات روحانی آن
در تقویت ایمان ما مؤثر است؛ تلاش و سختی که به همراه آن کمال و ترقی باشد را در
اسلام جهاد میگویند؛ و به این دلیل است که حجاب و نقاب را نوعی از جهاد میدانیم-
زیرا در آن زن ناگزیر از مبارزه با نفس است و برآن پیروز میشود.
نقاب، حیا است.
همه ما در مورد اهمیت حیا در اسلام شنیدهایم. این که پیامبر
فرمود: « حیا از ایمان است و ایمان از بهشت» و این که « خلق اسلام بر حیاست»؛
همچنین همه ما میدانیم که در آفرینش و فطرت، حیای زن بیش از حیای مرد است؛ چنان
که در حدیث است که « حیا ده بخش است؛ نه بخش آن در زنان است و یک بخش آن در
مردان»؛ در حقیقت این حیاست که زنان را به رعایت حجاب وامیدارد و این حجاب است که
حیا را در زنان افزایش میدهد و آنان را از ایمان قویتری نسبت به خدا برخوردار مینماید.
نقاب، طهارت است.
خداوند-سبحانه و تعالی- حکمت حجاب را در قرآن تعیین نمودهاست:
« و هرگاه از ایشان[زنان پیامبر] چیزی را میخواهید،
از پشت پرده از ایشان بخواهید، این برای قلوب شما و برای قلوب ایشان اطهر و پاکیزهتر
است.» (سوره احزاب: ??)
البته نقاب برای قلوب مردان و زنان باایمان پاکیزهتر است،
زیرا پردهایاست که قلب را از طمع بازمیدارد. پس هنگامی که با نقاب، راه نظر
بسته شود، جلوی فتنه گرفته خواهد شد و طمع دلهای مریض و افکار پریشان فروخواهد
نشست. « پس به نرمی سخن نگویید، مبادا مردی که
بیماردل گشتهاست؛ در شما طمع کند» (سوره احزاب: ??)
نقاب، ستر است.
پیامبر-صلی الله علیه و سلم- فرمودهاست: «الله پروردگار والامرتبهاست، از همه باحیاتر است و از همه
پوشانندهتر است. او حیا و ستر را دوست میدارد؛ و باحیا و مستور را نیز دوست
دارد.»
بنابراین ستر و پوشش از خصلتهاییاست که ما را به خدا نزدیک
میکند؛ معلوم است که بیشترین ستر و پوشش در نقاب است که در آن زن تمام مواضع فتنه
را میپوشاند.
نقاب، ایمان است.
خداوند-سبحانه و تعالی- در تمام آیات مربوط به حجاب، زنان اهل
ایمان را مخاطب قرار دادهاست؛ به این معنی که در حقیقت التزام به حجاب اسلامی و
پوشش مختص زنان مؤمن است، و دیگر زنان وظیفهای در این نسبت ندارند- بنابراین،
تنها زمانی لازم است که زن محجبه باشد، که به زینت ایمان آراستهاست. به همین
دلیل، هنگامی که زنانی از بنوتمیم، در حالی که لباسهای رقیق و کوتاه پوشیده
بودند، به نزد امّ المؤمنین عایشه رضیالله عنها رفتند؛ ایشان فرمودند: « اگر شما زنان باایمان هستید، که این لباس زن باایمان
نیست. و اگر زن باایمان نیستید، به یقین لباسی برازنده شماست.» ؛ برکسی
پوشیده نیست که زن با پوشاندن چهره، در حقیقت درجه بالاتری از ایمان را به نمایش
میگذارد.
نقاب، حریت است.
نقاب، صرفاً یک تجربه دینی نیست؛ بلکه یک تجربه اجتماعی هم
هست که با آن زن برای خود یک حریم شخصی نیرومند تعریف میکند؛ در حقیقت آن چه را
که باید پوشیده بماند، پوشیده نگه میدارد. زن در خانه، و در زمان عدم حضور
نامحرم، میتواند آزادانه لباس بپوشد؛ اما در بیرون از خانه، حجاب کامل را رعایت
میکند، به اختصار سخن میگوید و از خلوت و اختلاط با مردان میپرهیزد. این دقیقاً
به معنی استقلال زن و آزادی اوست؛ یعنی زن آنقدر از قدرت بهره دارد که به مردان
«نه» بگوید؛ و در حقیقت زن با پوشیدن حجاب کامل و روبنده، مردان را نزدیک شدن به
او میگریزاند، گویی این مضمون را به آنها میرساند: «لطفاً مزاحم نشوید». زنانی که
حجاب را به درستی رعایت نمیکنند از این «اتاق شخصی» که حق و تکلیف اسلامی آنهاست،
کنارهگیری کردهاند و به همین دلیل احترام کمتر و آزادی کمتری دارند.
نقاب، غیرت است.
مرد، ناخدا و کشتیبان خانواده است؛ و اگر کشتی معیوب شود، برعهده
مرد است که آن را تعمیر کند، والا این عیبها بیشتر میشود و کشتی در آب غرق خواهد
شد، به همین دلیل است که مرد به عنوان ولی زن در قبال او و خانواده مسؤولیت دارد. چنانچه
قرآن میفرماید: خود و خانواده خود را از آتش دور
نگاهدارید.(تحریم ?) ؛چنین مسؤولیتی که
مرد نسبت به خانوادهاش دارد، غیرت نامیده میشود.
رسول خدا-صلی الله علیه و سلم- میفرماید: دیوث هرگز به بهشت در نمیآید. هنگامی که پرسیدند:
ای رسول خدا، دیوث چه کسی است؟؛ ایشان پاسخ داد: کسی
که در مورد محارم خود غیرت نمیورزد. ؛ شخص غیور به پلیدی اهل خود راضی نمیشود.
مرد غیور هرگز زن و دختر خود را در معرض نگاه کسانی قرار نمیدهد که تشنگی شهوت
خود را با زیبایی زنان سیراب میکنند؛ بلکه در این مورد سهلانگاری نمیکند و آنان
را از فتنه و بلا دور میگرداند.
اختلاط زنان و مردان در اجتماع، شر و بلای بزرگیاست که به
میزانی که رایج شود، غیرت در مردان کمتر میشود؛ اسلام غیرت را بخش جداناشدنی از
ایمان میداند؛ پس طبیعیاست که به میزانی که غیرت مردان کم میشود، احکام شرع و
روش و طریقت سلف صالح نیز به فراموشی سپرده میشود. در عوض، به میزانی که ستر و
پوشش زنان بیشتر شود، غیرت مردان نیز افزایش خواهد یافت و جامعه به جامعه اسلامی
نزدیکتر میشود؛ معلوم است که نقاب و روبنده بالاترین و بهترین درجه ستر برای
زنان و غیرت برای مردان است.